نوشته شده توسط : ravanpsy

قدرت هدف داشتن/اهداف من چیست؟/به دنبال چه هستم؟

افرادی كه هدف دارند -افراد هدفمند- نتایج بهتری در زندگی به دست می‌آورند و دستاوردهای برتری دارند.

مهم نیست كه موفقیت را چه تعریف كنیم. افرادی كه در زندگی برای  فعالیت‌های شخصی – حرفه‌ای خود هدفی را تعین می كنند،‌دستاوردهای بیشتری داشته و پیشرفت‌های بیشتری می‌كنند. كاملاً پذیرفته شده است كه افرادی كه می‌دانند به كجا می‌روند،‌شانس بهتری دارند كه زودتر به مقصد برسند. اگر شما مقصد خود را ندانید، احتمال این خطر وجود دارد كه ساعت‌ها و روزها بروید ولی به دور خود بچرخید. یعنی اینکه شما ‌در زندگی حضور دارید ولی رشد و ترقی و پیشرفت نمی‌كنید، چرا که شما مقصد و هدف را نمی دانید.

بسیاری از متخصصان علم روان شناسی معتقدند كه عامل هدف گزینی و تعیین هدف مشخص یكی از مهمترین عوامل متمایز كننده‌ی افراد مؤثر و موفق در زندگی است. سهم این عامل در موفقیت مهمتر از هوش، تحصیلات و امكانات مالی است.

تعریف هدف

‌ هدف یك نتیجه یا پیامد مشخص و اندازه پذیر (قابل اندازه‌گیری) است كه فرد می‌خواهد در یك چارچوب زمانی خاص به آن دست یابد.

هدف جهت‌گیری به سوی مقصد را هدایت می‌كند مثلاً: به دست آوردن یك درآمد مشخص، ‌گرفتن یك شغل خاص،‌ برقراری رابطه با فرد معین، چیزی كه تا كنون در زندگی تجربه نكرده یا بدست نیاورده‌ایم.

انجام یك پژوهش ده ساله در دانشكده‌ی علوم بازرگانی دانشگاه شیكاگو نقش هدف چینی را به خوبی نشان می‌دهد. از دانشجویان ترم آخر دانشکده در باره اهدافشان پس از فارغ‌التحصیلی سئوال كردند. از آنها پرسیده شد كه پس از فراغت از تحصیل چه می‌خواهند بكنند؟ و چه برنامه‌هایی برای خود تدارك دیده‌اند؟‌

83 درصد دانشجویان گفتند که هیچ هدفی را هنوز تعیین نكرده‌اند.

14 درصد هدفی را به صورت جسته – گریخته در ذهن داشتند و فقط 3 درصد اهداف مشخص و معینی را برای خود نوشته طراحی و برنامه‌ریزی كرده و بصورت مكتوب آن را در آورده بودند.

پس از ده‌سال همگی آنان مجدداً موردبررسی پرسشنامه‌ای قرار گرفتند و به لحاظ سطح پیشرفت و دستاورد‌های حرفه‌ای – مالی مورد مقایسه قرار گرفتند. افرادی كه اهداف ذهنی پراكنده‌ای را به صورت جسته و گریخته در ذهن داشتند (طرح مبهمی از آنچه می‌خواهند) 3 برابر افراد بی هدف دستاورد و پیشرفت داشتند.‌ افرادی كه اهداف مكتوب و مشخصی تعریف كرده بودند (3 درصد افراد هدف‌مند) ده‌برابر افراد بدون هدف دستاورد حرفه‌ای – شخصی داشتند.

باید توجه کرد که داشتن هدف به تنهایی كافی نیست. گاهی اوقات ممكن است موفقیت‌‌هایی را در پی داشته باشد، اما به تنهایی رضایت بخش نیست.

افرادی كه اهداف‌شان با ارزش‌ها و معیارهای فردی‌شان همردیف و هماهنگ باشد، رضایت‌مندی و خشنودی بیشتری كسب می‌كنند.

وقتی ما به هدفی نائل می‌شویم كه توسط نظام ارزشی ما– یعنی آنچه كه برایمان مهم و ارزشمند است-  سوق داده شده باشد،  در زندگی احساس خشنودی و رضایت مندی قلبی و ذهنی عمیق را تجربه می‌كنیم.

اهداف مبتنی بر ارزش‌های فردی، به رفتار و عملكردهایی می‌انجامد كه تجلی كامل هستی و هویت ماست. این احساس و رفتار خودش به موفقیت‌ ، شادكامی و خشنودی ای می‌انجامد كه همواره به دنبالش بوده‌ایم. هرچه بیشتر این سیكل و دور را تكرار كنیم، ارزش‌ها و تعهد ما به زندگی را بیشتر تقویت می‌كند و این فرآیند یك زندگی شكوفا و خود نظم دهنده‌ را برایمان به ارمغان می‌آورد.

 

ارزشمندی اهداف و رضایتمندی و موفقیّت رفتار ها و عملكردها

وقتی هدفی را به طور روشن و مكتوب برای خود تعیین می‌كنیم. هدف مشخص، استعداد درونی ما را بیرون كشیده و ما را مجبور می‌كند تا با تمام قوه و توان خود نه تنها در جهت به دست آوردن آن هدف، بلكه برای كشف و ‌به كار‌گیری استعدادهای بالقوه تلاش ‌كنیم.

تعیین هدف مشخص ما را تقویت می‌كند تا در زندگی فعال و مسئول باشیم. هرچه اهداف مشخص‌تر و قابل اندازه‌گیری تر باشند، برای دست‌یابی به آنها بیشتر احساس مسئولیت كرده و بیشتر می‌خواهیم تا برایش زمان  و انرژی بگذاریم.

اهداف قدرتمند

هنگامی كه هر فردی به جای آرزو كردن و رویا پردازی و ای كاش گفتن و غرغر كردن از وضعیت فعلی خود، اهداف قدرتمندی مبتنی بر ارزش‌های فردی را برای خود معین و مشخص كند، به سمت یك زندگی مثبت و سازنده تر پیش‌خواهد رفت. احساسات و هیجانات منفی مثل اضطراب، افسردگی، ناكامی، ترس، عصبانیت، خشم و استرس به سراغ افراد بدون جهت‌گیری و بی برنامه‌ می‌روند و نتیجتاً اینكه این گونه افراد معمولاً هیچ گاه هدف متمركز و امیدی برای دستیابی به آن ندارند. مشخص كردن و تعیین هدف‌ ما را از رویا پردازی با امیدی اندك و احتمال دستیابی كم و نامعلوم به سوی نتایج و روابطی كه می‌خواهیم و به دنبالش هستیم رهنمون خواهد بود. گذراندن زندگی با طرز تلقی و نگرش: صبركن ببین چی پیش‌می‌آید، هدر دادن توانایی ذاتی و قدرت فردی است.

اهداف قدرتمند، كاملاً خاص و مشخص‌اند. این نوع اهداف با كلماتی ادا می‌شوند كه به ما تصویر ذهنی روشن و دقیقی از آنچه می‌خواهیم به دست آوریم می‌بخشند. با خواندن آن اهداف از روی كاغذ یادداشت، خود دقیقاً می دانیم كه چه می‌خواهیم. هرچه هدف مشخص و روشن‌تر باشد بهتر و سریعتر می‌فهمیم كه چه باید بكنیم و چگونه باید حركت كنیم تا قادر باشیم منابع و مواد دستیابی به آن را فراهم سازیم.

 

انواع هدف:

1-هدف خوب باید مشخص و خاص باشد. مثال:

هدف غیر خاص یا نا مشخص:‌ وقت بیشتری با فرزندانم بگذارنم.

هدف خاص:‌ كتابخوانی برای فرزندانم حداقل 30 دقیقه 3 بار در هفته.

هدف غیرخاص:‌ رابطه‌ام را با مادرم یا همسرم  بهتر كنم.

هدف خاص : در هر هفته یك كار مشخص كه او دوست دارد را برایش انجام دهم ،‌در كار آشپزی، جارو برقی، منزل كمكش كنم با او مهربانانه‌ و مؤدبانه‌ حرف بزنم.

2- هدف خوب باید قابل اندازه‌گیری و سنجش باشد.

چه مقدار، چقدر؟ چه مدت؟ باید هدف را به صورت كمی شده بیان كنیم، تا در پایان سال بتوانیم بفهمیم كه آیا این كار انجام شده یا نه.‌ مثال:

هدف غیر قابل سنجش: تا 5 سال دیگر ثروتمند شوم.

هدف قابل سنجش:‌ تا 5 سال دیگر 100 میلیون تومان ملك و پول داشته باشم.

3- هدف خوب چارچوب زمانی دارد.

هرچه زمان رسیدن معقولتر و كوتاهتر باشد، برای دستیابی به آن تمركز و تلاش بیشتری خواهد شد. هدف بدون زمان بی معناست، هنوز هدف نیست، یك رویا ست.  مثل مسابقه‌ی فوتبالی است كه انتها و پایان آن مشخص نشده است و نمی دانیم پس از چند دقیقه یا چند ساعت یا چند گل رد و بدل شدن بازی به اتمام می‌رسد؟ و نمی دانیم كه چه كسی برنده شده است و نتیجه بازی چیست؟

 

ساختار اهداف:

 

هدف سالانه:‌ورزش آئروبیك 4 بار در هفته و كاهش وزن تا 15 كیلو

هدف 3 ماهه: ورزش مرتب و روزانه و 4 كیلو كاهش وزن در هر 3 ماه

هدف ماهانه: ‌ورزش مرتب و 5/1 كیلو كاهش وزن در هر ماه

 

4 – هدف‌های خوب در هنگام نوشتن و بیان به صورت فاعلی و پرتوان بیان می‌شود.

جملات ساده و كامل آنچه را می خواهیم به سادگی بیان می كنند. فعل، آنچه را باید انجام شود، ذكر می كند و آنچه را واقعاً و دقیقاً می خواهیم به دست آوریم به روشنی توصیف می كند ؛ به عنوان مثال:‌

گرفتن – دادن – بخشیدن – انتخاب كردن – تمرین كردن – نوشتن – صرف كردن – طراحی كردن – ساختن – ملاقات كردن و …

شروع جملات با افعال مثبت و فعال به كوشش‌های ما جهت می‌بخشند.

 

5 تشخیص بین اهداف مبتنی بر نتیجه و اهداف فرایندی (مبتنی بر فرایند).

اهداف مبتنی بر نتیجه = 15 كیلو كاهش وزن

اهداف فرآیندی: اهداف فرآیندی – مبتنی بر فرآیند؛ اقداماتی كه فكر می كنیم ما را به سوی هدف رهبری می كنند. مثلا: هر روز بین 10-5 دقیقه سر موضوعات روزانه با او حرف بزنم.

اهداف مبتنی بر نتیجه:‌ بهبود بخشیدن به رابطه و گفتگو با والدینم / فرزندانم.

اهداف مبتنی بر فرآیند : روزانه فقط 1200 واحد كالری مصرف می كنیم با 20% كمتر كالری چربی.

 

در مجموع هدف باید:

1-      خاص و مشخص باشد.

2-      قابل اندازه‌گیری باشد.

3-      چارچوب زمانی مشخصی داشته باشد.

4-      جنبه‌ی فاعلی داشته و با فعل آغاز شود.

5-      متناسب باشد، ‌نتیجه مدار یا فرایند مدار باشد.

 


روشهای هدف چینی

بهتر آن است كه هدف گزینی یا تعیین هدف همواره در یك طرح كلی و بلند مدت انجام گیرد. ابتدا بهتر است كه فرصت تمركز و تفكر برای خود فراهم ساخته، پیرامون اهداف كلی زندگی یا دیدگاه و نگرش شخصی خود به زندگی فكر كنیم و اهداف اساسی و بنیادین خود در كل زندگی را تعیین كنیم. بعد اهداف 5 سال آینده و سپس اهداف سال آینده را تعیین كنیم.

 

گام 1: تمام نقش‌هایی كه در زندگی برای خود قایل هستید و می خواهید ایفای نقش ‌كنید را معین كنید.

1 – فرزند 2- همسر 3- كارفرما 4- كارمند 5- پژوهشگر 6- دوست 7- مادر / پدر

8- مدیریت شخصی: ‌سلامت، پیشرفت

و یا تعیین حوزه های مختلف زندگی:

 

1- كار 2- ایجاد و نگهداری روابط صمیمی 3- خانواده 4- روابط اجتماعی 5- سلامتی 6- پیشرفت فكری و معنوی 7 – شخصی

 

گام 2: بین آنچه كه دوست دارید و آنچه كه واقعاً می خواهید به آن برسید و با ارزش‌های شخصی‌تان هماهنگ است تمایز قایل شوید.

-مثلاً صبح زود دوست دارید بیشتر بخوابید،‌ولی واقعاً می‌خواهید كه سالم و شاداب باشید، پس باید رختخواب را ترك كرده و به ورزش بپردازید.

- دوست دارید وقت خود را به تماشای تلویزیون بگذارنید، اما انجام كارهای عقب افتاده برای پیشرفت و درآمد شخص‌تان بسیار اساسی است.

 

ده ‌هدف مهم من برای سال آینده چیست؟

 

1- حوزه‌های مختلف زندگی و نقش‌های متفاوت خود را مد نظر قرارداده و به صورت طوفان ذهنی هرچیزی را که می‌خواهید در تمام حوزه‌ها به دست آورید روی كاغذ بیاورید.

2- ارزش‌های فردی خود را در جهت یك زندگی شكوفا مرور كنید.

3- از میان تمامی آنها -هدف‌های ردیف شده- ده هدف اصلی و اساسی را كه با نظام ارزشی‌ شما هماهنگی و همخوانی دارد ، انتخاب كنید.

4- نیاز به اولویت‌بندی ندارید. شماره بندی به معنی اهمیت و اولویت نیست.

5- فكر كنید كه واقعاً برای سال آینده از خودتان چه انتظار دارید و چه می خواهید به دست آورید، چه می‌خواهید بشوید… از خود و افراد مهم اطراف خود چه توقع دارید؟

6- تعیین كنید یا از خود بپرسید كه چنانچه به این اهداف نائل آیم چه سود و بهره‌هایی خواهم برد. منفعت و فایده رسیدن به آن چیست؟ ضرر نرسیدن به آن كدام است -هم برای خودم و هم برای دیگران؟

-كدام یك از این اهداف اگر برآورده شد و به آن دست یافتم بیشترین تغییر و تفاوت را در زندگی برای من و دیگران در برخواهد داشت؟

7- وقتی این بررسی‌های ذهنی را انجام دادید، به اهمیت اهدافتان نگاه كنید و دور مهمترین آنها خط بكشید.

8- آنگاه از میان آنها ده هدف اصلی خود را انتخاب كنید.

9- وقتی نخستین رونوشت ده هدف اصلی را فراهم ساختید آنها را در كنار هم و پشت سریكدیگر بنویسید تا بتوانید همه را با هم مرور كنید.

10-آن گاه تجسم كنید خودتان را در یك سال آینده- در شرایطی كه به همه‌ی این اهداف دست یافته باشید- چگونه خواهید بود، و چه احساسی خواهید داشت؟ آیا از آنچه به دست آورده‌اید هیجان زده می‌شوید؟ آیا این اهداف در شما انگیزه‌ ایجاد می‌كنند تا برای دستیابی به آنها تمام تلاش و همت خود را معطوف دارید؟

11-حالا ملاحظه كنید كه آیا این اهداف مشخص شده به لحاظ عملی شدنی و قابل دست‌یابی اند؟ تك تك اهداف لیست را مرور كرده و از خود بپرسید آیا بدون قربانی كردن ارزش‌های شخصی، سلامت جسمانی- فكری‌ام -و همچنین كیفیت زندگی خانوادگی‌ام- می‌توانم به آنان دست یابم؟

12- لیست را مرور كنید تا مطمئن شوید كه برای هریك از نقش‌های خود حداقل یك یا 2 هدف تعیین كرده باشید.

13- حتماً تلاش كنید كه یك هدف برای تفریح- بازی – سرگرمی خود تعیین كنید. سرگرمی و تفریح سالم ،شادمانی زندگی و شادابی وجود را به دنبال دارد، آنرا دست‌كم نگیرید.

14- یك بار اهداف را مرور كنید و ببینید با این اهداف آیا بهترین سال زندگی تان تا كنون را رقم زده اید؟ هر هدفی كه در این سال جای نگرفت ، می‌توان آن را به سال بعد محول نمود. سال‌های دیگری نیز در پی می‌آیند كه هر كدام می‌توانند بهترین سال دیگری باشند.

این نقل قول را بیاد داشته باشید:

مشكل در زندگی من یا افراد دیگر این نیست كه نمی‌دانیم چه بكنیم، بلكه عدم انجام آن است. پیتر دانكر

این گفته‌ بزرگترین چالشی كه انسان با آن روبه روست ، در یك جمله ساده خلاصه كرده است. واین نكته‌ای مهم است كه به هنگام تعیین هدف باید مد نظر قرار دهیم.

یكی از راه‌های فایق آمدن بر این مشكل قابل رویت بودن اهدافمان است. باید اهداف سالانه‌ی خود را در معرض دید قرار دهیم تا بتوانیم هر روز ببینیم و چشم‌مان به آن بخورد؛ زیر شیشه‌ی میزمان یا گوشه آئینه‌ای كه هر صبح خود را در آن آرایش می كنیم یا پشت درب اتاق كار. البته باید تصمیم بگیرید كه تا چه حد دوست دارید در معرض دید دیگران نیز قرار گیرد. بنابراین به نحو مقتضی ترتیبی اتخاذ كنید تا هر روز در معرض دیدتان باشد.

اكیداً توصیه‌ی می‌كنم ، در هر روز ده دقیقه را به این کار اختصاص ‌دهید كه در شروع روز، در پایان روز (شب) و یا به هنگام اتمام كار روزانه اهداف را و طرح عملی‌تان را مرور كنید.

 

 

چگونه به سمت اجرای عملی طرح و اهداف پیش‌برویم؟

 

1- مدیریت زمان و مدیریت فعالیت‌ها. برای استفاده‌ی بهینه از زمان از فرمول مدیریت زمان طلایی استفاده كنیم

2-

 

زمانی كه برای فعالیت‌های مهم ولی غیر فوری سرمایه‌گذاری می‌كنیم به این دلیل طلایی‌اند كه ده‌برابر ارزش خود بهره دهی دارند.

 

 

مزیت‌های استفاده از زمان طلایی:

 

1- احساس احترام به خود، یا با خود روراست بودن.

2- كاهش استرس و اضطراب.

3- بهبودی عملكرد در تمام نقش‌های زندگی.

4- احساس قدرت و صلاحیت شخصی.

5- پایان قربانی كردن برخی نیازها؛ از هم اكنون آنچه برایم مهم است برایش زمان و فرصت تعیین می كنم.

6- كارهای دقیقه آخر یا فوری كمتر.

 

ایجاد سیستم برای دستیابی به اهداف

 

1- اهداف سالانه

2- اهداف ماهانه اهداف هفتگی (اهداف زمان طلایی هفتگی)

3- در پایان هر هفته ده دقیقه را به مرور اهداف هفتگی اختصاص ‌دهید و ببینید چه كارهایی انجام شده، روند و الگوی حركت چگونه بوده است . به خودتان بازخورد و فیدبك بدهید.

4- در پایان هر ماه 30 دقیقه را به مرور برنامه‌هایی که قرار بوده است انجام شود، اختصاص دهید.

5- بسیاری‌ معتقدند كه اهداف و لیست برنامه‌های ماهانه -چنانچه فقط ده هدف برای خود معین كرده باشید- بهترین بازده را دارد و به شما فرصت كم یا اضافه كردن چیزهای پیش‌بینی نشده را نیز می دهد.

6-

ده هدف سال آینده

اهداف اردیبهشت

1 6 1 6
2 7 2 7
3 8 3 8
4 9 4 9
5 10 5 10

 

 

 

دستور كار هفتگی، ‌جلسه طراحی زمان طلایی

 

تعیین هدف

 

برای شناسایی آنكه چه چیزی یا چه كاری را دوست دارید دنبال كنید و یا به انجام برسانید، به این نكته فكر كنید كه از زندگیتان چه می‌خواهید. برای شروع از خودتان بپرسید: آیا برای هیچ یك از قلمروهای زندگی كه در ذیل آمده است هدف مشخصی دارم؟

1- ارتباط بامردم.

2- شغل / حرفه.

3- تعطیلات.

4- عادات (سیگار كشیدن – تلویزیون دیدن).

5- سرگرمی‌ها (فوتبال، ورق و …).

6- خانواده.

7- مسائل مالی.

8- تحصیلات – آموزش – تربیت.

9- تفریح.

10- سلامت و بهداشت.

11- ویژگی‌های شخصیتی (ترس – عصبانیت – گوشه گیری).

12- مهارت‌ها.

13- دیگر چیزها …

14-قدم بعدی، ‌اهدافی را که دوست دارید به آنها دست یابید، فهرست كنید.

  اهداف    
نه چندان مهم تقریباً مهم بسیار مهم  
      اهداف این هفته
      اهداف این ماه
      اهداف این سال

 

گام بعدی: یكی از اهداف این هفته -كه خیلی یا تقریباً مهم است- را انتخاب كنید. در ابتدا چیزی را انتخاب كنید كه دستیابی به آن چندان دشوار نباشد . هدف مورد نظر را روی یك تكه كاغذ جداگانه به صورت زمان حال بنویسید. مثلاً:

هر روز عصر 45 دقیقه می دوم ، من رژیم غذایی را با موفقیت دنبال می كنم.

این شیوه‌ی بیان باعث می‌شود كه شما احساس نزدیكی بیشتری یا هدف مورد نظر پیدا كنید. مثلاً اگر بگوئید:

می‌خواهم كه هرروز عصر برای 45 دقیقه بدوم. یا دوست دارم پرخوری‌ام را كنترل كنم.

این شیوه بیان هدف را در دور دست قرار می‌دهد.

نكته‌ی دیگر اینكه جملات را به صورت مثبت بیان كنید. به جای اینكه بگوئید: من دیگر سیگار نخواهم كشید. بگوئید: من یك زندگی فعال بدون نیاز به سیگار را پی خواهم گرفت‌.

وقتی هدفتان را به صورت مثبت و جداگانه روی كاغذ نوشتید، دستورالعمل‌ ذیل را دنبال كنید:

1- یكی از روش‌های آرامسازی (ریلکسیشن) مورد نظر خود را انجام دهید.

2- ورقه‌ی جداگانه ای كه این هدف به صورت مثبت روی آن نوشته شده است بردارید و جملات آن را چندین بار بخوانید و سعی كنید تك‌تك كلماتی را كه می‌خوانید، باور كنید.

3- چشمانتان را ببندید و تجسم كنید كه مدتی گذشته است و شما به این هدف دست‌یافته‌اید. چه احساسی خواهید داشت؟ خودتان را در حال انجام چه كاری تصور می‌كنید؟، می‌بینید كه چه اتفاقی می‌افتد؟ حالا كه به این هدف رسیده‌اید، مردم و اطرافیان در مورد شما چه می‌گویند، خودتان از اینكه به این هدف دست‌یافته‌اید، چه احساسی دارید؟

4- به گام‌هایی كه برداشته‌اید تا به این هدف رسیده‌اید، فكر كنید. اولین گام كه برداشته‌اید، چه بود؟ حالا تجسم كنید خودتان را كه اولین گام را بر می‌دارید. (اولین مرحله‌ را انجام می‌دهید).

اجازه بدهید از اینكه اولین گام را شروع كرده‌اید، احساس خوبی به شما دست بدهد. حالا گام بعدی را تصور كنید و ببینید كه احساس خوبی دارید از اینكه در جهت هدفتان گام بر می دارید؟. تجسم كنید كه با هر گامی كه به پیش می‌روید، با هر قدم و اقدام عملی احساس مثبت و خوب تمام وجودتان را در بر می‌گیرد تا به هدف مورد نظر می‌رسید. حالا شما به هدف دست یافته‌اید.

5- حالا یك فرصت به خودتان بدهید تا خود را در پایان سفر و تلاش برای رسیدن به هدف ببینید و احساس شادمانی و شادابی را خوب تجریه كنید.

6- چشمانتان را باز كنید، اجازه بدهید احساس خوب و مثبت با شما باقی بماند. حالا اولین گام برای دستیابی به آن را در جهان واقع انجام دهید. این تمرین را حداقل دوبار در روز صبح و عصر انجام دهید.

چنانچه دیدید هدفی كه نوشته‌اید حالا به اندازه ای كه قبلاً به نظر میرسیده، برایتان جذاب و پر کشش نیست نگران نباشید.

شاید به اندازه كافی برای هدف گزینی فكر نكرده‌اید. مشكل خاصی نیست حالا هدف را تغییر دهید و خوب فكر كرده، آنگاه هدف دیگری را به عنوان هدف این هفته برگزینید.

هنگامی كه این تمرین را انجام می‌دهید، همواره تمرین را به این موضوع ربط بدهید كه شما به دنبال دستیابی به یك زندگی فعال، سرزنده، مثبت و خوشایند و سعادتمند‌اید. ولی می‌خواهید از حضورتان در جهان لذت ببرید و اوضاع بروفق مرادتان باشد. به یاد داشته باشید كه وقتی به هدف مورد نظر دست یافتید ،حتماً خودتان را به هر صورت كه دوست دارید، تشویق و تحسین كنید: مثلا یك رستوران، یك میهمانی ، یك لباس نو و یا یك جمله‌ی مثبت زیبا در خصوص خود در برابر آینه.



:: بازدید از این مطلب : 1386
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 16 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران